خرید بک لینک
لئوی عزیز پاییز آمده است و این اولین نامه پاییزی من به تو محسوب میشود.آخ که چقدر خوشحالم.چقدر ذوق زده ام و چقدر میتوانم جیغ بزنم الان. چیزی نمانده است به راه رفتن روی برگ های خشک شده و شنیدن صدای خش خش آنها.فقط دو ساعت از رسیدن این مسافر دوست داشتنی گذشته است و من سر از پا نمیشناسم .آخر امسال چیزی توی دلم به هول و ولا افتاده است.چیزی که نمیدانم چیست.اما دعا میکنم که تو باشی. بی قرارم لئو.برای شیرجه زدن در دل این پاییز بی قرارم. امی بی قرار پاییز و ذوق زده تو

برچسب: سی و یکمین جشنواره فیلم فجر,سی و یکمین جشنواره فیلم کوتاه تهران,سی و یکمین کنگره رادیولوژی ایران,سی و یکمین کنگره رادیولوژی,سی و یکمین گردهمایی علوم زمین,سی و یکمین جشنواره فجر,سی و یکمین مسابقات قرآن,سی و یکمین جشنواره تئاتر فجر,سی و یکمین ایالت مکزیک,سی و یکمین جایزه کتاب سال, نویسنده: آرین حیدری تاريخ: چهارشنبه 31 شهريور 1395 ساعت: 22:45

لئوی عزیز شب ها میچسبد که هندزفری بگذاری و تا صبح تمام خیابان های شهر را بالا و پایین کنی. شب ها میچسبد که یک لیوان بزرگ برای خودت چای بریزی و کنار پنجره اتاقت بنشینی و رویای رسیدن به ماه را توی سرت بپرورانی شب ها میچسبد که فیلم های ترسناک را بهانه کنی و خودت را در آغوش پر امنیت آدم خاص زندگیت جا کنی. شب ها میچسبد که اشک های همینطوری شبانه ات را پاک کنی و برای فرداهایت تصمیم های مهم تری بگیری. شب ها میچسبد به سقف اتاقت خیره شوی و توی دلت از کسی که هوایت را در تمام این مدت داشته است تشکر کنی. امی شکرگزار

برچسب: نویسنده: آرین حیدری تاريخ: چهارشنبه 31 شهريور 1395 ساعت: 11:26

لئوی عزیز 1.چرا آدم ها اینقدر زود عصبانی میشوند؟چرا نمیتوانند خودشان را کنترل کنند؟چرا یک طرفه همه چیز را قضاوت میکنند؟چرا حق را به خودشان میدهند؟امروز یکی از همین آدم ها را دیدم.وقتی با عصبانیت داشت حرف هایش را به من میزد نمیتوانستم اصلا باور کنم.توی سرم کلی علامت تعجب بود!!آدم ها چرا این مدلی شده اند؟نمیتوانم رفتارهایشان را درک کنم.هرچند که خودم هم یکی از همین آدم ها هستم.این خیلی غم انگیز است که خودت هم شبیه آدم هایی باشی که رفتارهایشان را دوست نداری. 2.امروز یک فیلم خوب دیده ام.یک فیلم عجیب که مرا حسابی درگیر خودش کرد.«ساکن طبقه وسط» !فیلمی که تو ر

برچسب: بیست و نهمین جشنواره فیلم فجر,بیست و نهمین جشنواره موسیقی فجر,بیست و نهمین کنفرانس برق,بیست و نهمین گردهمایی علوم زمین,بیست و نهمین مسابقات قرآن دانشجویی,بیست و نهمین هفته بارداری,بیست و نهمین شب شعر عاشورا,بیست و نهمین جشنواره تئاتر فجر,بیست و نهمین کنگره رادیولوژی ایران,بیست و نهمین موسیقی فجر, نویسنده: آرین حیدری تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 0:21

لئوی عزیز اسم اینجا را به خاطر یک خواب قدیمی وعجیب که امروز یادش افتادم عوض کرده ام.این اسم جدید بیشتر به من میاید. میخواستم امشب برایت بنویسم از تمام احساس هایی که این روزها به سراغم میایند اما نمیدانم چرا دارم در استفاده از این واژه ها دریغ میکنم.نمیدانم چرا دلم میخواهد بعضی چیزهایم را سانسور کنم.چیزهای زیادی مانده است که تو هنوز آنها را نمیدانی.نمی نویسمشان.تنها برایت مینویسم که دلم این روزها یک آلزایمر خفیف میخواهد . همین امی مغموم تو

برچسب: بیست و هشتمین جشنواره فیلم فجر,بیست و هشتمین,بیست و هشتمین نمایشگاه کتاب,بیست و هشتمین کنفرانس بین المللی برق,بیست و هشتمین کنفرانس برق,بیست و هشتمین جشنواره فیلم کودک,بیست و هشتمین جشنواره کودک,بیست و هشتمین جایزه کتاب فصل,بیست و هشتمین جشنواره فجر,بیست و هشتمین کنفرانس وحدت اسلامی, نویسنده: آرین حیدری تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 21:56

لئوی عزیز میخواهم تمام این پاییز را صرف خواندن شعرهای فروغ کنم.مثل همان سال عجیبی که مدرسه میرفتم و تازه با اشعار فروغ فرخزاد آشنا شده بودم.یادم می آید همیشه اولین نفری بودم که سوار مینی بوس سبز رنگ مدرسه میشدم.اوایل با پدر می آمدم و کنار خیابان می ایستادم اما کم کم خودم بلد شدم تنهایی بایستم تا سرویسم بیاید.یادم می آید صبح خیلی زود کنار خیابانی می ایستادم که دو طرف آن را برگ های نارنجی رنگ پاییزی پوشانده بود.هیچکس در آن خیابان رفت و آمد نمیکرد.کتاب شعرم را درمی آوردم و فروغ میخواندم . صدای جارو کشیدن رفتگر ها با صدای رد شدن گاه به گاه ماشین ها ادغام ش

برچسب: بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر,بیست و ششمین همایش بانکداری اسلامی,بیست و ششمین المپیک,بیست و ششمین نمایشگاه صنایع دستی,بیست و ششمین سالگرد ارتحال امام,بیست و ششمین دوره المپیاد شیمی,بیست و ششمین جشنواره,بیست و ششمین رییس جمهور امریکا,بیست و ششمین گردهمایی علوم زمین,بیست و ششمین کنگره چشم پزشکی, نویسنده: آرین حیدری تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 23:48

لئوی عزیز 1.سفر تمام شده است و من بازگشته ام به همین پناهگاه همیشگی ام.حالا با چشمانی خسته برایت مینویسم که این سفر هم مانند تمام سفرهای دیگر لحظات خوب و بد زیادی داشت . اما در پس تمام این لحظات یاد تو هم بود لئو.من تو را فراموش نکرده ام و هرروز سعی میکردم برایت نامه _هرچند کوتاه_بنویسم. 2.دیروز ناگهان برایت نوشتم:من تَنهایی، قَرار اَست چِطور اَز پَس ِ این پاییز بر بیآیَم. . . خُدا میدانَد!... لئو تنها خدا میداند که پشت این جمله چقدر دلواپسی وجود دارد ببخش.این نامه را همینجا تمام میکنم.کلمات دارند جسته و گریخته از من فرار میکنند.بعدها بیشتر خواهم نوشت.

برچسب: بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر,بیست و پنجمین نمایشگاه فرش دستباف,بیست و پنجمین المپیاد شیمی,بیست و پنجمین همایش بانکداری اسلامی,بیست و پنجمین کنگره فیزیوتراپی ایران,بیست و پنجمین کنگره فیزیوتراپی,بیست و پنجمین نمایشگاه صنایع دستی,بیست و پنجمین کنگره متخصص داخلی,بیست و پنجمین سالگرد ارتحال امام,بیست و پنجمین نمایشگاه ملی صنایع دستی, نویسنده: آرین حیدری تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 0:28

لئوی عزیز با عرض پوزش بسیار ،این نامه را برای کس دیگری خواهم نوشت .پس مخاطب این نامه را عوض میکنم زینب عزیزم گاهی وقت ها آدم ها میروند تا با آدم های دیگری زندگی را تجربه کنند آنها برنمیگردند اما برایت تمام میشوند. گاهی وقت ها هم آدم ها میروند چون مجبور به رفتن میشوند و میدانی که یک روز خواهند برگشت. وگاهی هم آدم ها میروند تا هیچوقت هیچوقت برنگردند.(این غم انگیزترین نوع رفتن است) تو هیچوقت هیچوقت برنمیگردی اما من هنوز هم تولدهایت را با خودم جشن خواهم گرفت. شمع هایت را برایت خاموش خواهم کرد و موقع خاموش کردنشان به جایت آرزو خواهم کرد.اما به این آسانی ها

برچسب: نویسنده: آرین حیدری تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 6:55

لئوی عزیز خیلی خسته ام.این سفر یک روزه تمام برنامه ریزی های روزانه ام را بهم زده است.ولی امروز یکی از طرح هایم را نوشتم.یک داستان کوتاه که خیلی وقت پیش طرح آن را توی یادداشت گوشیم نوشته بودم امروز بلخره آن را تمام کردم .شاید یک روز برایت بخوانم لئو.به پدر هم آن را نشان دادم اما گفت که الان کار دارد و بعدا حتما آن را خواهد خواند.نمیدانم خوشش میاید یا نه.اما من برعکس تمام نوشته های این روزهایم این یکی را زیاد دوست دارم.راستش از اینکه توانستم بنویسمش حس خیلی خیلی خوبی دارم.چون هیچوقت به ذهنم نمیرسید که این یکی داستان را چطور شروع کنم و چطور به پایان برسانم

برچسب: شیوه نامه شانزدهمین جشنواره خوارزمی, نویسنده: آرین حیدری تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 6:55

لئوی عزیز

یک پاک کن برداشته ام و افتاده ام به جان آدم های بی ارزش زندگیم

آن ها را خط زده ام و حالا باید تمامشان را پاک کنم

هی پاک میکنم... هی پاک میکنم...

باید این صفحه را سفید نگه دارم برای تو

برای عاشقانه ترین سرمشق های شبانه ات

با یک دنیا عشق _امی تو

برچسب: نویسنده: آرین حیدری تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 6:55

لئوی عزیز

گاهی وقت ها جمله هایی توی سرم صدا میکنند.مثلا امروز! از صبح یک جمله دارد مثل مته توی ذهنم خودش را فرو میکند...هی تکرار میشود

: «عشق همان چتر زرد رنگی است که بی هوا بالای سرت باز میشود . . .»

با سردرگمی های فراوان _ امی متوهم تو

برچسب: بیست و یکمین المپیاد دانشجویی,بیست و یکمین کنگره گیاهپزشکی,بیست و یکمین سوره قران,بیست و یکمین کنفرانس توزیع,بیست و یکمین جشنواره فیلم فجر,بیست و یکمین کنفرانس مهندسی برق ایران,بیست و یکمین دوره طرح ولایت,بیست و یکمین نمایشگاه نفت,بیست و یکمین المپیاد دانشجویی کشور,بیست و یکمین طلای مایکل فلپس, نویسنده: آرین حیدری تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 6:54

لئوی عزیز دارم میروم. دارم با یک کوله بار از دلتنگی، تهران غم انگیزم را وداع میگویم.آخر دلم برای تو ،برای گزارش های شبانه ام به تو تنگ میشود.دارم میروم تا دیداری تازه کنم با همان آبی بی دریغ دریاها.دارم میروم تا دوباره پاهایم را روی ماسه های داغ آنجا بکشم و به خودم بگویم «حواست هست؟!تو الان خواب نیستی .این دریاست که هی نزدیک تو میشود و از تو فاصله میگیرد.همان دریایی که صدایش همیشه موسیقی متن رویاهایت میشود!»میخواهم با همان ذوق زدگی همیشگیم دستم را بیرون از ماشین نگه دارم تا نوازش بادهای شمالی را احساس کنم.من هنوز هم دلم میخواهد توی تونل ها سرم را بیرو

برچسب: بیست و دومین کنگره گیاهپزشکی ایران,بیست و دومین کنگره گیاهپزشکی ایران کرج,بیست و دومین کنفرانس مهندسی برق ایران,بیست و دومین کنفرانس مهندسی مکانیک,بیست و دومین کنگره ملی صنایع غذایی,بیست و دومین اجلاس سراسری نماز,بیست و دومین کنفرانس برق ایران,بیست و دومین جشنواره فیلم فجر,بیست و دومین نمایشگاه قرآن,بیست و دومین سمینار شیمی آلی, نویسنده: آرین حیدری تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 6:54

لئوی عزیز 1.هنوز نیامده باید برگردم.به گمانم یک تکه از خودم را زیر باران همین چند روز اخیر جا گذاشته ام.باید بروم و خودم را پیدا کنم.فردا دوباره مسافر همین راه بی پایان روبه دریاها هستم. 2.فکر این که شاید یکی از همین آدم هایی که از کنارم رد میشوند تو باشی دیوانه ام میکند.من به تمام این آدم ها با چشم های شیشه ایشان مشکوکم.به همه آنهایی که عطرشان بوی گس آغوش تو را میدهد.من تو را ندیده ام اما بویت را خوب میشناسم.تو بوی چوب سوخته زیر نم نم باران صبحگاهی را میدهی.تو بوی عشق میدهی.درست نمیگویم؟ :) 3.من دارم بزرگ میشوم لئو.این را از بغض های گرم پشت پلک هایم میفهمم.ا

برچسب: بیست و سومین سمینار شیمی تجزیه,بیست و سومین کنفرانس مهندسی پزشکی,بیست و سومین جشنواره فیلم فجر,بیست و سومین کنفرانس بهاره فیزیک,بیست و سومین کنفرانس مهندسی برق ایران,بیست و سومین کنفرانس هسته ای ایران,بیست و سومین کنفرانس اپتیک و فوتونیک,بیست و سومین نمایشگاه صنایع غذایی,بیست و سومین سوره قرآن,بیست و سومین جشنواره تجسمی جوانان, نویسنده: آرین حیدری تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 6:54

صفحه بندی